|
سخت است هنگام وداع ...
آنگاه که درمی یابی
چشمانی که در حال عبور است
پاره ای از وجود تو را
نیز
با خود خواهد برد ...
.
باید رفت و رفت و رفت ...
و دور شد از هیاهوی زمان
در آغوش زمین !
می روم تا در پی آمدن دیروز
حادثه ها را به خاطره پیوند زنم
و خاطره ها را به بودن ...
زندگی ام را! بودنم را ! هستیم را دوست دارم ... + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 | ساعت13:54 | توسط هادی
|
درباره من
آمده تا به دلی پر رونق ببرد روح پر از درد مرا مرگ من کی میرسد؟ کاش مردم بگویند: که چرا رفته ز آبادی ما؟ گل مریم بسپارند به رسوایی ما وتنم بسپارند به دشت شقایق های پیر که وجودم را آشناست او با خود من نمی ترسم از آن روز بزرگ که سفر خواهم کرد وبه دیدار کسی خواهم رفت که همه عمر و وجودم از اوست... e-mail:mobl_man1367@yahoo.com طراح قالب صفحه نخست ايميل نويسنده نوشته پيشين عناوين مطالب گذشته نوشته پيشين هفته چهارم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 هفته چهارم دی 1387 هفته سوم دی 1387 هفته دوم دی 1387 هفته اوّل دی 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته چهارم مهر 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 موضوعات عاشقانه های من آف و اس ام اس عکس پيوندها به نام نامی عشق وزیبایی ... عاشقانه ها شاپرک ها با خدایند آسمونی غریب بی نشون آزادی در تنهایی-سانا جون تا رهایی طراح قالب |