تبليغاتX
مرگ رنگ-all the night...
مرگ رنگ-all the night...

هاله ای مثل غروب

در نگاهم شده پیدا

اونشانی زجدایی دارد

آینه راست به من گفت نگاهم تنهاست

زیر رگبار اسارت همه جا بی تابم

رنگ زیبای نگاهم که مرا رسوا کرد

 اینک از فرط غریبی خوابید

پلک بیچاره من تنها نیست

اشک غربت با اوست

او مرا می فهمد

می تواند دل غمگین مرا شاد کند

 می تواند سر فرصت

حرف تنهایی من گوش کند

آخر او مثل من از حسرت دیدار به خود می پیچد

پلک من همدم بی چون وچرایست برایم

او مرا می فهمد


+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 | ساعت12:51 | توسط هادی |